تبليغاتX
دست نوشته های شخصی

دست نوشته های شخصی

مباركه ! جايزه سازش نوبل را هم بدهيد به همين اوباما !

نظر به اينكه انگار هر سال قرار است اين جايزه صلح نوبل براي ما شر بشود و ايندفعه با نهايت حق كشي اين جايزه بي اهميت را بجاي خالد مشتعل داده اند به اوباما عكس العمل تعدادي از شخصيتهاي مهم جهان كه طبيعتاً اركان جمهوري اسلامي هم هستند در زير مي آيد :

مموتي : تا آخر هفته 32 تا نامه تبريك مي نويسد براي اوباما بعد كه به هيچكدامش جواب نميدهد ميرود در جمع عشاير غيور چادر ملو ميگويد از ساعت چند تا حالا اينجائيد ؟ ... ده ؟ ... نه ؟ ... هشت ؟ ... خسته شديد ؟ ... كي خسته شد ؟ (دشمن) دشمن كيه ؟ (طبيعتاً امريكا) بعد مردم نيم ساعت ميگويند مرگ بر امريكا . در اين سفر ضمناً يك واحد مرغداري با ظرفيت دويست تخم مرغ كه قرار است دو سال ديگر ساخته بشود افتتاح ميشود . در اين مراسم وزراي بهداشت ، كشور ، صنايع ، نيرو ، دفاع ، اطلاعات ، رفاه ، بازرگاني ، اقتصاد ، خارجه ، نفت ، رئيس فدراسيون جودو ، حسين رضازاده ، مشائي ، و چندتا خانوم محترم ديگر نيز حضور داشتند . در پايان به حاضرين نفري شصت و سه هزار تومان سهام داده ميشود .

رهبري : نماز جمعه هفته بعد را شخصاً اقامه ميكند و براي اينكار از ورامين و اسلامشهر و رباط كريم و چهاردانگه و رودهن و بومهن و شهرك پرديس با اتوبوس آدم مي آورند تا به دنيا ثابت بشود كه چطور جايزه صلح نوبل را ميدهند به اوباما ولي رهبري اينهمه طرفدار دارد ؟ بررسي اينكه خب اين چه ربطي دارد فعلاً از حوصله همه خارج است و هيچكس جواب نميدهد . همين باعث ميشود كه احمد خاتمي در نماز جمعه هفته بعد سكوت دنيا را در برابر عظمت جمهوري اسلامي نشانه ذلت اسرائيل بداند و بر لزوم برخورد بي رحمانه با اغتشاشگران توسط قوه مستقل قضائيه تاكيد كند .

لاريجاني : بلافاصله با هواپيما ميرود سودان و چند تفاهم نامه همكاري در تمام زمينه هاي آبرساني ، برق كشي ، موبايل ، اينترنت ، ساخت مدرسه ، آپارتمان سازي ، آسايشگاه رواني ، وام ازدواج ، بيمه عمر ، كمك هزينه اشتغال ، سرپرستي اطفال امضاء ميكند . وي در بازگشت به جهان "هشدار باش" ميدهد و يك چيزهائي هم درباره سياست بيل و هويچ و نخود سياه و قوطي بگير و بشين و كلاغ پر تف ميدهد و از كروبي ميخواهد كه مستندات خود را شب بياورد باغ باقالي . نمايندگان با شعار مرگ بر امريكا يك بيانيه شديداللحن عليه ساسيت خارجه امريكا صادر ميكنند كه بجز احمد توكلي بقيه آنرا امضاء ميكنند . بعد از يك هفته سر و صدا در مورد امضاء نكردن توكلي آخرش معلوم ميشود كه توكلي اصلاً خودش آن بيانيه را نوشته .

صدا سيما : با يكي از كارگران شركت جنرال موتورز مصاحبه ميكند و معلوم ميشود كه وضع حقوق بشر امريكائيها نسبت به قبل خيلي بدتر شده . بعد تصاويري از چند نفر در حال قدم زدن و بستني خوردن در پارك ژوراسيك نشان ميدهد و با يكنفر كه انگليسي را بصورت حلقي تلفظ ميكند مصاحبه ميكند و او ميگويد كه دولت امريكا سه ماه است كه خانه اش را بيخود و بي جهت با لودر خراب كرده و بچه اش را به زور از مدرسه درآورده و خودش هم الآن تمام انواع آنفولانزا را دارد و دويست هزار تومن هم بدهكار است . يك رهگذر كه نخواسته بود چهره شطرنجي اش فاش بشود اين مطلب را دقيقاً تائيد ميكند و به نمايندگي از ملت تحت ستم امريكا از دولت اوباما ميخواهد بجاي كشتار ملت مظلوم افغانستان پروژه ساخت بمب اتم را متوقف بكند . بمدت يكهفته همه به اينكه ملت در امريكا بجاي دلار ، تومان خرج ميكنند ميخندند ولي ضرغامي به روي خودش نمي آورد .

حسني : من نمي فهمي اين نوبيل ديگه كيمدي ؟ خودش ميرفتي بيمب ديناميتي توليد ميكردي حالا صلح ميكني ؟ من ميگويم اشـّك ! تو گلط ميكني ! بي من خشم جمع ميشي با كفش به اسرائول پرت بكني تو بجاي اينكارا برو زنت جمع كن به ايسلام ضربه ميزني . آخه مگي سياه پوست جايزه ميگيري ؟ هرچي ميكشي از اين قيشر دانيشگاهي !
|

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 4:54  توسط محسن  | 


در راستاي اينكه احمد خاتمي به نمايندگي از بيگلي بيگلي امروز گفت "هركي جمهوري بخواهد دشمن ما و اسلام است" در اينجا ما ضمن تائيد دشمني "هر كي" با "ما و اسلام" به تعدادي از سوالات شما عزيزان بصورت چهار پنج گزينه اي پاسخ داده ايم . لطفاً پاسخ صحيح را داخل پاكت و جلوي دوربين ببريد دم ماشين مموتي و بعنوان جايزه سهام عدالت دريافت كنيد . اگر نخواستيد داخل پاكت فحش ناموس بنويسيد ولي دقت كنيد كه حتماً جلوي دوربين باشد تا سهامتان را بدهند :

* وقتي احمد خاتمي حرف ميزند آدم بايد چيكار بكند ؟

1. بايد به نيت رازبقا بشيند خوب تماشا كند .
2. بايد يفهمد چرا داروين گفته حضرت آدم ميمون بوده است .
3. بايد هدفون ضد خمپاره بزند تا پرده سماخ گوشش جر نخورد .
4. بايد تحمل كند .

* چرا احمد خاتمي امام جمعه تهران شد ؟

1. چون وزير خارجه نميشد .
2. چون قحطي بود ديگر هيچكس امام جمعه نميشد .
3. چون از بچگي دوست داشت امام جمعه بشود .
4. چون امكانات نبود .

* فرق احمد خاتمي با بقيه امام جمعه ها چيست ؟

1. خطبه ها را در گوش آدم فرو ميكند .
2. خطبه ها را در آدم فرو ميكند .
3. خطبه ها را فرو ميكند ؟
4. در خطبه ها از فرو كردن دفاع ميكند .

* چرا هر كي جمهوري بخواهد دشمن ما و اسلام است ؟

1. چون همه جمهوري ميخواهند .
2. چون هيچكس ما و اسلام نيست .
3. چون ما در اسلام ما ما ميكند .
4. چون احمد خاتمي دوباره خطبه خوانده .

* خطبه هاي احمد خاتمي را كي گوش ميدهد ؟

1. همانهائي كه با اتوبوس مي آورند .
2. ما و اسلام .
3. يكي از عمه هايش .
4. كلاغهاي ميدان انقلاب درحاليكه فكر ميكنند خرس حمله كرده دارند فرار ميكنند .

* نتيجه خطبه خواندن احمد خاتمي اصولاً چيست ؟

1. همه براي جلوگيري از شروع جنگ جهاني زحمت ميكشند .
2. همه يك هفته براي توضيح دادن درباره خطبه ها زحمت ميكشند .
3. همه طنز مي نويسند زحمت ميكشند .
4. همه شكمشان كار مي افتد زور ميزنند زحمت ميكشند !

پ. ن

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 4:53  توسط محسن  | 

رسانه ملی

سزای خیانت در رسانه ملی

سریالهای تلوزیون همیشه شاهکار بود.حالا چند شب پیش هم به لطف هنر دوبله یکی دیگه از شاهکارهای خودش رو در یکی از قسمتهای سریال پرستاران رو کرد.در این قسمت زنی به جرم خیانت شوهرش , مردونگی آقا ؟!!! رو نصفه شب با یک ساتور نیم متری بریده بود و یک جا قایم کرده بود. مرد بیچاره هم زار و نزار و گریان افتاده بود تو بیمارستان.دوستان خلاق صدا و سیما خلاقیت به خرج داده بودند و بجای عضو بریده شده انگشت پا رو جایگزین کرده بودند.یعنی خانوم ماجرا انگشت پای آقا رو به جرم خیانت بریده بود.دکتر بیمارستان هم اعلام کرد که اگر عضو بریده شده پیدا بشه شاید بشه پیوند زد. آقای ماجرا هم به زنش التماس میکرد که: تو رو خدا بگو کجا گذاشتیش؟!!! زن هم آدرس انگشت! رو نمیداد و همه به تکاپو افتاده بودند تا عضو خیانت کار یعنی انگشت پا رو پیدا کنند... پلیس ها هم میخندیدند و میگفتند : سزای کسی که خیانت کنه همینه! یعنی بریدن انگشت پا !

دست آخر هم انگشت مرد بیچاره رو تو دستشویی پیدا کردند.زنه هم از اینکه پیدا شده ناراحت شد و گفت: کاش انداخته بودمش جلوی سگ!

قصه ما به سر رسید انگشت به خونش؟!!! نرسید. و ما هم تشکر میکنیم از رسانه ملی که این همه سریال قشنگ و آموزنده برای ما نشون میده و ما میفهمیم که سزای مرد خیانتکار بریده شدن انگشت پایش و انداختن آن جلوی سگ است.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 12:27  توسط محسن  | 

سفره های خالی

 

 به ياد آن روزهايي كه همه از نان و نفت و سفره هاي نفتي سخن مي گفتند :

ياد دارم در غروب سرد سرد 

                     مي گذشت از كوچه ما دورگرد

داد مي زد كهنه قالي مي خرم 

                       دسته دوم جنس عالي مي خرم

كاسه ظرف سفالي مي خرم

                        گر نداري كوزه خالي مي خرم 

اشك در چشمهاي بابا حلقه زد

                        عاقبت آهي كشيد بغضش شكست

اول ماه است و نان درسفره نيست  

                         اي خدا شكرت ولي اين زندگيست 

بوي نان تازه هوشش برده بود 

                          اتفاقا مادرم هم روزه بود 

خواهرم بي روسري بيرون دويد  

                   گفت آقا كوزه خالي سفره خالي مي خري؟"

راستی از نفت سر سفره هایتان چه خبر؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 10:10  توسط محسن  | 

گزارشی از بازداشتگاه کهریزک
وقایع کهریزک، جنایت علیه بشریت

در شرایطی که وضعیت بازداشت شدگان باعث نگرانی بخش عمده‌ای از جامعه شده و وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی حتی به تایید رهبر نظام هم رسیده است، «موج سبز آزادی» گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای را از برخی افراد آزاد شده از زندان و منابع دیگر دریافت کرده که نشان‌دهنده‌ی وضعیت فاجعه‌بار و غیر انسانی حاکم بر بازداشتگاه‌ها و زندان‌های قانونی و غیرقانونی است.

بر اساس گزارش رسیده به «موج سبز آزادی» یک خانم محجبه که در روزهای تبلیغات انتخاباتی با خودروی شخصی خود اقدام به پخش سی‌دی «نود سیاسی» می‌کرده، به همین خاطر پس از انتخابات شناسایی و در منزل خود بازداشت می‌شود.


وی خبر داده که در مدت بازداشت، بارها مورد ضرب و شتم مأموران مرد قرار گرفته، بازجوها مرتبا با الفاظ رکیک و ناسزا به توهین و تحقیر وی می‌پرداخته‌اند و حتی مإموران مرد موهای او را می‌کشیده و دائما با تماس بدنی، او را مورد آزار قرار می‌داده‌اند تا اعتراف کند که با برخی چهره‌های سیاسی، رابطه‌ی نامشروع داشته است. این گزارش حاکی است وی پیش از آزادی مجبور شده نوشته‌ای را امضا کند مبنی بر اینکه در زندان با وی هیچ‌گونه بدرفتاری نشده و حتی هفته‌ای دو بار هم در زندان چلوکباب خورده است!


گزارش دیگری که یکی از بازداشت شدگان هفته اول پس از انتخابات، پس از آزادی در اختیار «موج سبز آزادی» قرار داده، حاکی است که به محض انتقال وی به پاسگاه کلانتری و در ابتدای ورود به این پاسگاه، وی و دیگر بازداشت شدگان به شدت کتک خورده‌اند. او همچنین یکی از شکنجه‌های تحقیرآمیز صورت گرفته را این‌گونه توصیف کرده که: بازداشتی‌ها را در کف توالت پاسگاه می‌خواباندند، سربازی پایش را پشت گردنشان می‌گذاشت و آنها را مجبور به لیس زدن توالت می‌کرد.


وی همچنین فاش کرده که در یک مورد که سربازی از این کار امتناع کرده، مورد ضرب و شتم مافوقش قرار گرفته و سپس او هم بازداشت شده است. وی در عین حال خبر داده که از همان روزهای ابتدایی، در حین کتک زدن بازداشتی‌ها، مرتبا در پاسگاه فحش‌های رکیک به هاشمی و خاتمی و موسوی می‌داده‌اند.


موضوع دیگری که در دو روز اخیر و به دنبال شهادت فرزند یکی از مسئولان دولت نهم به رسانه‌ها درز کرده، ابتلای احتمالی برخی بازداشت شدگان به بیماری مننژیت است؛ طوری که ابتدا سردار علایی در یادداشت خود فاش کرد که وزیر بهداشت از توزیع گسترده و البته دیرهنگام واکسن مننژیت در زندان‌ها و بازداشتگاهها خبر داده، سپس مدیرکل زندان‌های قوه قضاییه تایید کرده که تنها در اوین به 4000 زندانی واکنس مننژیت تزریق شده و دست آخر سخنگوی کمیسیون امنیت ملی خبر داده که سعید مرتضوی در جلسه‌ی این کمیسیون ادعا کرده محمد کامرانی و محسن روح‌الامینی به علت ابتلا به بیماری مننژیت درگذشته‌اند.


در این باره، یک پزشک متخصص که نخواست نامش فاش شود، در گفت‌و‌گو با «موج سبز آزادی» از رسانه‌ها و نمایندگان مجلس خواست وزیر بهداشت تا در صورت صحت این ادعا، نوع مننژیت این دو زندانی را اعلام کند. وی هشدار داد که اگر مننژیت این دو شهید از نوع Meningococcal باشد، خطر بزرگی دستگیرشدگان و حتی مردم را تهدید می‌کند و باید سریعا نسبت به واکسینه کردن مردم و توزیع داروهای آنتی‌بیوتیک و پیش‌گیری (Prophylaxis) اقدام شود.


همچنین در گزارش دیگری که از سوی نزدیکان یک جوان بازداشت شده به «موج سبز آزادی» رسیده، تصریح شده که این جوان که به تازگی آزاد شده و جرم وی بازگشت از لندن بوده! از لحاظ روحی چنان وضعیت اسفناکی دارد که برای جلوگیری از خودکشی، او را در منزل به تخت بسته‌اند.


اما تکان‌دهنده‌ترین گزارش‌ها در این میان به بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک اختصاص دارد که بر اساس گزارش‌های موثق و متعدد، تحت نظارت مستقیم سردار رادان قائم‌مقام فرمانده نیروی انتظامی کل کشور اداره می‌شود و فضایی یکسره قرون وسطایی بر آن حاکم است.


شاهدان عینی و بازداشتی‌های آزاد شده از کهریزک، وضعیت این بازداشتگاه غیر قانونی را این‌گونه توصیف می‌کنند:

در یک سوله‌ی 200 متری بدون وجود دستگاههای تهویه‌ی هوا، چندین معتاد کراکی که امیدی به زنده ماندن آنها نیست و بدن‌هایشان کرم گرفته، دراز به دراز بر روی زمین افتاده‌اند؛ و در کنار آنها، بازداشت شدگان نگهداری می‌شوند. بازداشت‌شده‌ها حدود 100 نفرند که به این محیط غیر بهداشتی با هوای نامطبوع منتقل شده‌اند. آنها صف می کشند تا بتوانند از زیر در، ولو برای دقیقه‌ای از هوای بیرون تنفس کنند.


هر روز صبح سردار رادان به این محل سرکشی می‌کند و خود شخصا هر روز چند نفر از بازداشت شدگان را مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می‌دهد. بهترین ابزار شکنجه در دست رادان، شلنگ است. وقتی صبح هر روز صدای هلیکوپتر می‌آید، بچه‌ها به خود می‌لرزند و می‌فهمند
که رادان آمده.


یکی از بازداشتی‌ها در اثر برخورد باتوم به سرش، کم کم بینایی خود را از دست داد؛ ولی با وجود اطلاع شکنجه‌گران کهریزک از وضعیت وی، او را از این محل غیر بهداشتی خارج نکردند. دو روز قبل از آزادی، بازداشت‌شده‌ها به اوین منتقل می‌شوند و فردی که بینایی خود را از دست داده بود، در اتوبوسی که به سمت اوین در حرکت بود، بر روی پای یکی دیگر از بازداشت شدگان جان می‌سپارد.


از دیگر شکنجه‌ها در کهریزک آن است که بدن‌ها را خیس می‌کنند و بعد با شلنگ و سیم، بازداشت‌شده‌ها را کتک می‌زنند تا درد تا عمق جان آنها نفوذ کند.

                                                                                                   منبع : سايت نوروز

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 9:7  توسط محسن  |